۰۴ مرداد ۱۳۹۱

بی تو این کاشانه ....

  " بی تو این کاشانه ....  "

سبزه ها ....

بر لب پنجره ات میرویند

وز سر دلتنگی ،

سرکی میکشند هر روز

و هنوز ....

به درون خانه ،

تا که بازت بینند .

و تو ....

نیستی تا بیارایی شان ،

گل کنند مستانه ....

و تو بر زلف زنی ...!

خانه ام ویران باد ،

که چنین ویرانه است ،

بی تو این کاشانه .......



یدالله کابلی ( سامان ) اول اکتبر ۲۰۱۲

زیبا [ ۱۱ مهر ۱۳۹۱ ]

سامان :

سلام دوست عزیز. ممنون از شعر زیبا و بسیار پرمفهموم شما که همخوانی عجیبی با این تصویر داشت ........


سامان [ ۱۱ مهر ۱۳۹۱ ]

( بی تو این کاشانه .... )

سبزه ها ....

بر لب پنجره ات میرویند

وز سر دلتنگی ،

سرکی میکشند هر روز

و هنوز ....

به درون خانه ،

تا که بازت بینند .

و تو ....

نیستی تا بیارایی شان ،

گل کنند مستانه ....

و تو بر زلف زنی ...!

خانه ام ویران باد ،

که چنین ویرانه است ،

بی تو این کاشانه .......

یدالله کابلی ( سامان ) اول اکتبر ۲۰۱۲


علاالدین رحیمی [ ۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ]

اگر به خانه من آمدی نازنین
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

زیباست, همراه با تإثیری نوستالژیک

متشکرم


شاهرخ [ ۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ]

وای خدای من این عکس چقدر زیباست بمثل افکار خودت زیباست . دست هنر مندانه ات رو از دور بوسه میزنم .
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی Security Code
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
268023